![]() |
![]() |
|
| بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند باید آنها را با قلبتان احساس کنید. |
|
دریک انبار کالا در امریکا ، کارگر بی سوادی به کار مشغول بود.او وظیفه داشت تعداد کالای مورد نظر هر گونی را شمارش کرده و در صورت صحیح بودن میزان آن ، روی گونی بنویسد All Correct به معنای " صحیح است" ، چون این کارگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود و فقط تا حدودی حروف را می شناخت ، با استفاده از صدای اول کلمه ها علامتی روی گونی ها می گذاشت.
به این صورت که به جای All ، از O و به جای کلمه Correct ، از حرف K استفاده می کرد و به جای کلمه All Correct روی گونی ها می نوشت O.K و جالب اینکه هر دو این حروف با حرف کلمه اصلی تفاوت داشت و وقتی کارفرمای کارگر مذکور پرسیده بود این حروف چیست وی در پاسخ گفته بود که به اختصار نوشته است All Correct که در آن انبار استفاده از کلمه O.K رسم شد و سپس به تدریج در دنیا همه گیر شد و امروزه مردم سراسر دنیا از آن به عنوان یک کلمه کلیدی در محاورات استفاده می کنند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/07/27ساعت 9:18 توسط بهار |
|
|
اگر مثل گاو گنده باشی می دوشنت
اگر مثل خرقوی باشی پارت می کنند اگر مثل اسب دونده باشی سوارت میشوند فقط از فهمیدن تو می ترسند... دکتر علی شریعتی پل سارتر: از همه اندوهگین تر کسی است که از همه بیشتر می خندد وین دایر: این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند ناپلئون: من در جهان تنها یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام مارکز: هرگز وقتت را در جهان با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران. کانت: چنان باش که به هرکسی بتوانی بگویی مثل من رفتار کن جرج آلن: اگر کسی را دوست داری به او بگو.زیرا قلب ها معمولاً با کلماتی که ناگفته می مانند می شکنند. میکل آنژ: چه غصه ها به خاطر اتفاقات بدی که هرگز در زندگی ام پیش نیامد خوردم. ویل کارنگی: راه نفوذ در دیگران دانستن آرزوهایشان است. چارلی چاپلین: دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست به جای آنکه جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید. اورپیدس: نیکوست که ثروتمند باشی و پرتوان اما نیکوتر است که دوستت بدارند. جیمز آلن: شما به همان اندازه که بخواهید کوچک و به همان اندازه که آرزو کنید بزرگ می شوید. دکتر علی شریعتی: بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید شاید هرچند در آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را بخاطر آرامش تحمل نکن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/07/22ساعت 14:37 توسط بهار |
|
|
صدایت میکنم کجایی ... روی زمین...؟ نه زمین برای تو کوچک است در آسمان ها....؟ آسمان هم کوچک است نمیدانم.... نمیدانم کجایی؟ تو بزرگتر از آنی که دیده شوی چشمانم از دیدن تو ناتوان است با اين وجود... همه جا تو را احساس میکنم من با تمام وجودم با قلبم میتوانم تو را ببینم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/07/15ساعت 15:16 توسط بهار |
|
|
مهربانیت را به دستی ببخش که می دانی با تو خواهد ماند وگرنه حسرتی خواهی گذاشت بر دلی که دوستت می داشت
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/07/08ساعت 13:13 توسط بهار |
|
دريا بي ريا و ساده با ساحل حرف مي زند . ساحل گويي با دريا قهر است . دريا را كنار مي زند ولي دريا دوباره پيش مي آيد . من مي توانم دريا را با ساحل آشتي دهم . آري . من مي توانم . كيست كه بگويد قهر ساحل و دريا ماندگار است ؟ من مي توانم مگر خواستن توانستن نيست . من مي توانم غروب را با طلوع آشتي دهم . كيست كه بگويد غروب دلتنگ است و دريا تنها ؟ من چشمه ام . من مي توانم بجوشم . من شمعم . مي توانم بسوزم . من مي توانم تا اوج پرواز كنم . من مي توانم . اما به راستي چرا مي كوشم تا آن كنم كه هیچکس نتواند ؟ چرا به روزنه هاي تاريك وجودم پرتوي از معرفت نتابانم و كوير قلبم را از زلال آدميت جرعه اي ننوشانم و سيرابش نگردانم ؟ من مي خواهم خود را پيدا كنم . مي خواهم تا اوج خود پرواز كنم . مي خواهم به نظاره غروب نا پاكي ها بنشينم و دوباره طلوع كنم . مي خواهم آنقدر درياي وجودم را زلال كنم كه ستارگان تا سپيده دم هزاران بار برايش چشمك بزند . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/07/04ساعت 22:46 توسط بهار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خداوندا تو میدانی
که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است |
|
RSS
|