تبليغاتX
پارادایس عشق
بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند باید آنها را با قلبتان احساس کنید.

پس یه دونه رای خودم چی شد؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 17:47  توسط بهار | 
اعتراض دارم به رنگ سرخ
که سوزاننده است
به آبی
که سرده
به زرد
که رنگ جداییه
و هر رنگی که
رنگ روح زندگی در آن نیست
چون رنگ روح زندگی
فقط.....
سبزه
فقط سبز
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/19ساعت 22:29  توسط بهار | 

"خانه دوست كجاست؟"

 در فلق بود كه پرسيد سوار.
آسمان مكثي كرد.
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن‌ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

"نرسيده به درخت،
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است
مي‌روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در مي‌آرد،
پس به سمت گل تنهايي مي‌پيچي،
دو قدم مانده به گل،
پاي فواره جاويد اساطير زمين مي‌ماني
و تو را ترسي شفاف فرا مي‌گيرد.
در صميميت سيال فضا، خش‌خشي مي‌شنوي:
كودكي مي‌بيني
رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او مي‌پرسي
خانه دوست كجاست."

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/16ساعت 0:13  توسط بهار | 

من یه دختر غریبه توی شهر آدمک ها...

مثل آدم های قصه واسه خیلیا معما...

مثل قطره های بارون گریه هر لحظه باهامه...

توی بی حاصلی عمر سیب سرخ لحظه هامه...

پر دانایی اوجم خالی از قدرت پرواز...

پرم از لحن کبوتر تهی از دانش آواز...

گنگ یک سکوت زردم سردم از نگاه مردم...

مثل چهره ی حقیقت طرح از پناه مردم...

شروع زندگیمون نقطه پایان گل هاست...

کسی باورش نمی شه قهرمان یک زن تنهاست...

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/01ساعت 0:40  توسط بهار |